{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
فرمان
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Command
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
steering wheel
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
decree
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
Lenkrad
معنی فرمان, معنی فرمان, معنی tckاj, معنی اصطلاح فرمان, معادل فرمان, فرمان چی میشه؟, فرمان یعنی چی؟, فرمان synonym, فرمان definition,
معنی diminishable
,
ترجمه diminishable
به فارسی,
معنی نسبت مولی
,
ترجمه نسبت مولی
به انگلیسی,
معنی regulatory mandates
,
ترجمه regulatory mandates
به فارسی,
معنی 4
,
ترجمه 4
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی