{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ابزار
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۹
۱
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
Tools
۶
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
أدوات
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Tool
۴
۱
[توسط مترجم]
[رزومه و انگیزهنامه]
Tool
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Werkzeug
۲
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
material
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اداه
۰
۰
[توسط مترجم]
[رزومه و انگیزهنامه]
mittle
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Apparatus
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
araçlar
معنی ابزار, معنی ابزار, معنی اfxاc, معنی اصطلاح ابزار, معادل ابزار, ابزار چی میشه؟, ابزار یعنی چی؟, ابزار synonym, ابزار definition,
معنی oriflamme
,
ترجمه oriflamme
به فارسی,
معنی residency permit
,
ترجمه residency permit
به فارسی,
معنی لنگر
,
معنی Ovipositor
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی