{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
assemble
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
تجمع ، مونتاژ کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سوار کردن قطعات
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فراهم آمدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سر هم کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گردآوری، جمع آوری
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
gather together; bring together
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرهم کرن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گرد امدن، جمع شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سوار کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کنار هم به طورمنظم چیدن
معنی assemble, معنی شسسثودکث, معنی assemble, معنی اصطلاح assemble, معادل assemble, assemble چی میشه؟, assemble یعنی چی؟, assemble synonym, assemble definition,
معنی Mr, آقاي
,
ترجمه Mr, آقاي
به فارسی,
معنی ماتریس طراحی
,
ترجمه ماتریس طراحی
به انگلیسی,
معنی employment
,
ترجمه employment
به فارسی,
معنی floor weights
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی