{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
interconnected
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲۸
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به هم پیوسته
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در هم تنیده
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ارتباط متقابل
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بههمپیوسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همبسته
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دارای اتصال داخلی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتبط
معنی interconnected, معنی هئفثقرخئئثرفثی, معنی interconnected, معنی اصطلاح interconnected, معادل interconnected, interconnected چی میشه؟, interconnected یعنی چی؟, interconnected synonym, interconnected definition,
معنی do good
,
ترجمه do good
به فارسی,
معنی مدیریت ریسک
,
ترجمه مدیریت ریسک
به انگلیسی,
معنی implanted
,
ترجمه implanted
به فارسی,
معنی Optimize
,
ترجمه Optimize
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی