{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
institutionalized
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
نهادینه کردن، رسمس کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نهادینه سازی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نهادینه شده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نهادین
معنی institutionalized, معنی هئسفهفعفهخئشکهطثی, معنی institutionalized, معنی اصطلاح institutionalized, معادل institutionalized, institutionalized چی میشه؟, institutionalized یعنی چی؟, institutionalized synonym, institutionalized definition,
معنی authority
,
ترجمه authority
به فارسی,
معنی Synovia;مايع مفصلى
,
معنی از ریشه کندن، جای چیزی را گرفتن، جابجا شدن، جابجا , کردن، تعویض کردن
,
ترجمه از ریشه کندن، جای چیزی را گرفتن، جابجا شدن، جابجا , کردن، تعویض کردن
به انگلیسی,
معنی primary
,
ترجمه primary
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی