{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
primary
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
اولیه
۶
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
اولیه
۶
۰
[توسط مترجم]
[صنایع غذایی]
اولیه
۶
۰
[توسط مترجم]
[علوم پایه]
اولیه
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
ابتدایی
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
ابتدایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عمده، مقدماتی، اولیه
۰
۰
[توسط مترجم]
[دندانپزشکی ]
شیری
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
اوليه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ابتدایی، نخستین
معنی primary, معنی حقهوشقغ, معنی primary, معنی اصطلاح primary, معادل primary, primary چی میشه؟, primary یعنی چی؟, primary synonym, primary definition,
معنی بحران دولت
,
ترجمه بحران دولت
به انگلیسی,
معنی درون گذاشت، پول بمیان نهاده، خرج، نیروی مصرف شده
,
ترجمه درون گذاشت، پول بمیان نهاده، خرج، نیروی مصرف شده
به انگلیسی,
معنی analogy
,
ترجمه analogy
به فارسی,
معنی معنی دار
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی