{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
impairment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
اختلال
۶
۰
[توسط مترجم]
[علوم تغذیه ]
اختلال
۲
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
نقصان
۱
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
زیاندیدگی
۱
۰
[توسط مشتری]
[روانشناسی]
نارسایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زیان دیدگی کاهش ارزش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
افت کارکرد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لطمه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آسیب
۰
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
استهلاک
معنی impairment, معنی هوحشهقوثئف, معنی impairment, معنی اصطلاح impairment, معادل impairment, impairment چی میشه؟, impairment یعنی چی؟, impairment synonym, impairment definition,
معنی resistible
,
معنی incubation
,
ترجمه incubation
به فارسی,
معنی انفجار
,
ترجمه انفجار
به انگلیسی,
معنی Hysteranthy
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی