{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
epicenter
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
کانون
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
محور، کانون توجه
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم پایه]
کانون زمینلرزه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رو مرکز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرکز زلزله
۰
۰
[توسط مترجم]
[متون ادبی]
کانون زلزله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کانون سطحی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کانون اتفاقات
معنی epicenter, معنی ثحهرثئفثق, معنی epicenter, معنی اصطلاح epicenter, معادل epicenter, epicenter چی میشه؟, epicenter یعنی چی؟, epicenter synonym, epicenter definition,
معنی tourism
,
ترجمه tourism
به فارسی,
معنی Wold decomposition
,
معنی بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن نوازش کردن
,
معنی بیمار
,
ترجمه بیمار
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی