{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
بیمار
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۶ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۱
[توسط مترجم]
[معماری]
Patient
۶
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
patient
۴
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
Patient
۴
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
patient
۱۰
۶
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
patient
۴
۰
[توسط مترجم]
[زبان شناسی]
patient
۴
۰
[توسط مترجم]
[دندانپزشکی ]
patient
۵
۱
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
patient
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Patient
۴
۱
[توسط مترجم]
[داروسازی ]
patient
معنی بیمار, معنی بیمار, معنی fdkاc, معنی اصطلاح بیمار, معادل بیمار, بیمار چی میشه؟, بیمار یعنی چی؟, بیمار synonym, بیمار definition,
معنی bit position
,
ترجمه bit position
به فارسی,
معنی venerator
,
ترجمه venerator
به فارسی,
معنی lack of sleep
,
ترجمه lack of sleep
به فارسی,
معنی The Person Responsible For The Financial Settlement
,
ترجمه The Person Responsible For The Financial Settlement
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی