{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
agglomerated
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کلوخه ای، توده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آگلومره
معنی agglomerated, معنی شللکخوثقشفثی, معنی agglomerated, معنی اصطلاح agglomerated, معادل agglomerated, agglomerated چی میشه؟, agglomerated یعنی چی؟, agglomerated synonym, agglomerated definition,
معنی controversial
,
ترجمه controversial
به فارسی,
معنی Mensuration
,
ترجمه Mensuration
به انگلیسی,
معنی تعقیب قانونی کردن، دنبال کردن پیگرد کردن
,
ترجمه تعقیب قانونی کردن، دنبال کردن پیگرد کردن
به انگلیسی,
معنی Ruling
,
ترجمه Ruling
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی