{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Organized
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتب، تمیز
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
متشکله
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
متشکل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
: تنظیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
سازماندهی شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منظم، مرتب
معنی Organized, معنی Oقلشئهطثی, معنی Organized, معنی اصطلاح Organized, معادل Organized, Organized چی میشه؟, Organized یعنی چی؟, Organized synonym, Organized definition,
معنی imaging
,
معنی assistant
,
ترجمه assistant
به فارسی,
معنی supercomputer
,
ترجمه supercomputer
به فارسی,
معنی accountable
,
ترجمه accountable
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی