{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Electroconvulsive
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ای سی تی (درمان با تشنج برقی)
معنی Electroconvulsive, معنی Eکثرفقخرخئذعکسهذث, معنی Electroconvulsive, معنی اصطلاح Electroconvulsive, معادل Electroconvulsive, Electroconvulsive چی میشه؟, Electroconvulsive یعنی چی؟, Electroconvulsive synonym, Electroconvulsive definition,
معنی شکل دهنده پالس های نوری
,
ترجمه شکل دهنده پالس های نوری
به انگلیسی,
معنی نمایش خیمه شب بازی
,
ترجمه نمایش خیمه شب بازی
به انگلیسی,
معنی تحملکردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه چسبندگی، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع
,
ترجمه تحملکردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه چسبندگی، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع
به انگلیسی,
معنی Representative agent
,
ترجمه Representative agent
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی