{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
电源
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منبع تغذیه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منبع برق
معنی 电源, معنی 电源, معنی 电源, معنی اصطلاح 电源, معادل 电源, 电源 چی میشه؟, 电源 یعنی چی؟, 电源 synonym, 电源 definition,
معنی ازریشتن بدور دوک میپیچند، (مج) نفوذزنان، زن التی کهگلولهپشم نریشته راروی اننگاهداشته و پس , فرموک، دشکی
,
ترجمه ازریشتن بدور دوک میپیچند، (مج) نفوذزنان، زن التی کهگلولهپشم نریشته راروی اننگاهداشته و پس , فرموک، دشکی
به انگلیسی,
معنی (تش.) خارج رگی، غیررگی، فاقدرگ
,
ترجمه (تش.) خارج رگی، غیررگی، فاقدرگ
به انگلیسی,
معنی Palaeoanthropic
,
ترجمه Palaeoanthropic
به انگلیسی,
معنی ابرو، اکولاد
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی