{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
پلاسمون
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
plasmon
۰
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
plasmon
معنی پلاسمون, معنی پلاسمون, معنی /gاskmj, معنی اصطلاح پلاسمون, معادل پلاسمون, پلاسمون چی میشه؟, پلاسمون یعنی چی؟, پلاسمون synonym, پلاسمون definition,
معنی Foreplay
,
معنی design
,
ترجمه design
به فارسی,
معنی چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (د.گ.) شلاق زدن، زخم , زبان زدن، کوک موقتی(بلباس)
,
ترجمه چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (د.گ.) شلاق زدن، زخم , زبان زدن، کوک موقتی(بلباس)
به انگلیسی,
معنی urban
,
ترجمه urban
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی