{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ورودی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
Input
۲
۱
[توسط مترجم]
[مدیریت]
input
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المدخل
۵
۴
[توسط مترجم]
[مهندسی رباتیک ]
input
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Entrance
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی ایمنی ]
entrance
۲
۲
[توسط مترجم]
[معماری]
Entrance
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
entry
۰
۰
[Sharif Thesis]
[... عمومی ...]
Input
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدخل
معنی ورودی, معنی ورودی, معنی mcmbd, معنی اصطلاح ورودی, معادل ورودی, ورودی چی میشه؟, ورودی یعنی چی؟, ورودی synonym, ورودی definition,
معنی رخنه کردن در، بزور بازکردن، نیرو، فشار موتور فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن نیروی پرتاب، زور، فشار
,
معنی روش پیشنهادی
,
ترجمه روش پیشنهادی
به انگلیسی,
معنی POR
,
ترجمه POR
به فارسی,
معنی Post-translational modification
,
ترجمه Post-translational modification
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی