{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
هنرجو
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
trainee
۳
۱
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
trainee, student
۲
۱
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
کار هنر جو
معنی هنرجو, معنی هنرجو, معنی ijc[m, معنی اصطلاح هنرجو, معادل هنرجو, هنرجو چی میشه؟, هنرجو یعنی چی؟, هنرجو synonym, هنرجو definition,
معنی by
,
ترجمه by
به فارسی,
معنی thawed
,
ترجمه thawed
به فارسی,
معنی پیش دستی کردن بر، پیش جستن بر، پیش افتادن، ممانعت , کردن، کمین، کمینگاه
,
ترجمه پیش دستی کردن بر، پیش جستن بر، پیش افتادن، ممانعت , کردن، کمین، کمینگاه
به انگلیسی,
معنی courpes
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی