{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
همزمان
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
simultaneous
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
concurrent
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستگاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فی وقت واحد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
concomitantly
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
isochronous
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متزامن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
simultaneously
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
gleichzeitig
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
synchronic
معنی همزمان, معنی همزمان, معنی ikxkاj, معنی اصطلاح همزمان, معادل همزمان, همزمان چی میشه؟, همزمان یعنی چی؟, همزمان synonym, همزمان definition,
معنی breakwater
,
ترجمه breakwater
به فارسی,
معنی ویسکوزیته دینامیکی
,
معنی we are a happy family
,
ترجمه we are a happy family
به انگلیسی,
معنی to hit
,
ترجمه to hit
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی