{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
همزمان
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
concurrent
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
simultaneous
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستگاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
simultaneously
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
isochronous
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متزامن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
synchronic
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
gleichzeitig
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فی وقت واحد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
concomitantly
معنی همزمان, معنی همزمان, معنی ikxkاj, معنی اصطلاح همزمان, معادل همزمان, همزمان چی میشه؟, همزمان یعنی چی؟, همزمان synonym, همزمان definition,
معنی زير و بمی، گام، تاب، خير، نغمه
,
ترجمه زير و بمی، گام، تاب، خير، نغمه
به فارسی,
معنی line blockage
,
معنی تصاویر متحرک تشدید مغناطیسی
,
ترجمه تصاویر متحرک تشدید مغناطیسی
به انگلیسی,
معنی ریسک اعتباری
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی