{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
نوروبيولوژی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
نورولوژی
۲
۱
[AIDic]
[... عمومی ...]
neurobiology
۰
۲
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
نوروبیولوژی
معنی نوروبيولوژی, معنی نوروبيولوژی, معنی jmcmfيmgmژd, معنی اصطلاح نوروبيولوژی, معادل نوروبيولوژی, نوروبيولوژی چی میشه؟, نوروبيولوژی یعنی چی؟, نوروبيولوژی synonym, نوروبيولوژی definition,
معنی traveltime
,
ترجمه traveltime
به فارسی,
معنی Piazza
,
ترجمه Piazza
به فارسی,
معنی دارای پیچ های طولی، ابراه مانند، راهراه، شیاردار
,
ترجمه دارای پیچ های طولی، ابراه مانند، راهراه، شیاردار
به انگلیسی,
معنی در ظرف گذاردن، بسته بندی کردن، کنسرو کردن، کنار , علنی ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودی بگیسو زدن
,
ترجمه در ظرف گذاردن، بسته بندی کردن، کنسرو کردن، کنار , علنی ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودی بگیسو زدن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی