{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
نمایندگی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
representative
۲
۱
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
representación
۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
representation
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
التمثیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
representative
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم پایه]
agency
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Branch
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
delegation
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Dealership
۰
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
Representative
معنی نمایندگی, معنی نمایندگی, معنی jkاdjb;d, معنی اصطلاح نمایندگی, معادل نمایندگی, نمایندگی چی میشه؟, نمایندگی یعنی چی؟, نمایندگی synonym, نمایندگی definition,
معنی Potential complications
,
ترجمه Potential complications
به فارسی,
معنی Rhythmize
,
ترجمه Rhythmize
به انگلیسی,
معنی صدای خرخر خوک، خرخر کردن، نالیدن
,
معنی گل الودی، تیرگی، حالت دردی، مدفوع
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی