{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
نماینده
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۱
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
temsilci
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Representative
۲
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
representative
۲
۰
[توسط مترجم]
[رزومه و انگیزهنامه]
representative
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المندوب
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
temsilci
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
النایب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
النائب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
candidate
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
represenative
معنی نماینده, معنی نماینده, معنی jkاdjbi, معنی اصطلاح نماینده, معادل نماینده, نماینده چی میشه؟, نماینده یعنی چی؟, نماینده synonym, نماینده definition,
معنی open-end questions
,
ترجمه open-end questions
به فارسی,
معنی Nominal Dollar Concept Of Capital Maintenance
,
ترجمه Nominal Dollar Concept Of Capital Maintenance
به فارسی,
معنی سیر
,
معنی Oriented
,
ترجمه Oriented
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی