{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
نماینده
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۱
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
temsilci
۲
۰
[توسط مترجم]
[رزومه و انگیزهنامه]
representative
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Representative
۲
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
representative
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المندوب
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
temsilci
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وكيل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Agent
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
envoy
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
النائب
معنی نماینده, معنی نماینده, معنی jkاdjbi, معنی اصطلاح نماینده, معادل نماینده, نماینده چی میشه؟, نماینده یعنی چی؟, نماینده synonym, نماینده definition,
معنی IL 27
,
معنی يک زبانه
,
ترجمه يک زبانه
به فارسی,
معنی Organization
,
ترجمه Organization
به فارسی,
معنی Acquirable
,
ترجمه Acquirable
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی