{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
نصب
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تثبيت
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Installation
۲
۱
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
install
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
installation
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
installation
۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
Installation
۱
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
installation
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
монтаж
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
kurulum
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کلاهبرداری
معنی نصب, معنی نصب, معنی jwf, معنی اصطلاح نصب, معادل نصب, نصب چی میشه؟, نصب یعنی چی؟, نصب synonym, نصب definition,
معنی flowing
,
ترجمه flowing
به فارسی,
معنی Enterprise Risk Management
,
ترجمه Enterprise Risk Management
به فارسی,
معنی رویت پذیری
,
ترجمه رویت پذیری
به انگلیسی,
معنی pavement
,
ترجمه pavement
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی