{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
موظف
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Obliged
۲
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ملزم
۴
۶
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
obligated
۸
۱۶
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارمند
معنی موظف, معنی موظف, معنی km't, معنی اصطلاح موظف, معادل موظف, موظف چی میشه؟, موظف یعنی چی؟, موظف synonym, موظف definition,
معنی Occupational Development
,
ترجمه Occupational Development
به فارسی,
معنی Verdict
,
ترجمه Verdict
به فارسی,
معنی دوره گرد، دست فروش، ادم مزدور، ادم پست وخسیس، چک , وچانه زدن
,
ترجمه دوره گرد، دست فروش، ادم مزدور، ادم پست وخسیس، چک , وچانه زدن
به انگلیسی,
معنی order
,
ترجمه order
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی