{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مجسمه
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۱
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
Sculpture
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تمثال
۱۰
۱۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
statute
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
النحت
معنی مجسمه, معنی مجسمه, معنی k[ski, معنی اصطلاح مجسمه, معادل مجسمه, مجسمه چی میشه؟, مجسمه یعنی چی؟, مجسمه synonym, مجسمه definition,
معنی Doubling time
,
ترجمه Doubling time
به فارسی,
معنی boardinghouse
,
ترجمه boardinghouse
به فارسی,
معنی سنسور گازی
,
ترجمه سنسور گازی
به فارسی,
معنی vulnerabilities
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی