{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مجری
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منفذ
۱
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
المنفذ
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منفّذ
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
主持人
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
administrator
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Presenter
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المنفّذ
۲
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
implementer
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
practitioner
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
Executor
معنی مجری, معنی مجری, معنی k[cd, معنی اصطلاح مجری, معادل مجری, مجری چی میشه؟, مجری یعنی چی؟, مجری synonym, مجری definition,
معنی walk
,
ترجمه walk
به فارسی,
معنی ضد زنگ
,
ترجمه ضد زنگ
به انگلیسی,
معنی Beef cattle
,
ترجمه Beef cattle
به فارسی,
معنی divine
,
ترجمه divine
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی