{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مجری
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
المنفذ
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منفذ
۲
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
implementer
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
administrator
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
المنفّذ
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
Executor
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Taşeron
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
主持人
۰
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
executor
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منفّذ
معنی مجری, معنی مجری, معنی k[cd, معنی اصطلاح مجری, معادل مجری, مجری چی میشه؟, مجری یعنی چی؟, مجری synonym, مجری definition,
معنی transvaluate
,
ترجمه transvaluate
به فارسی,
معنی Moral, اخلاقي
,
ترجمه Moral, اخلاقي
به فارسی,
معنی Middle office
,
ترجمه Middle office
به فارسی,
معنی reading frame;قالب خوانش
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی