{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
متصدی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۶
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
incumbent
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
Operator
۰
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
officer
۱
۵
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
curator
معنی متصدی, معنی متصدی, معنی kتwbd, معنی اصطلاح متصدی, معادل متصدی, متصدی چی میشه؟, متصدی یعنی چی؟, متصدی synonym, متصدی definition,
معنی runaway
,
معنی prime minister
,
ترجمه prime minister
به فارسی,
معنی اسلام
,
ترجمه اسلام
به انگلیسی,
معنی برنامه ریزی محدب
,
ترجمه برنامه ریزی محدب
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی