{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ماموگرافی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
Hhhh
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
mammography
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
Indicationforexaminationscreening
۱
۱
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
Mammography
۱
۱
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
Mammography
معنی ماموگرافی, معنی ماموگرافی, معنی kاkm;cاtd, معنی اصطلاح ماموگرافی, معادل ماموگرافی, ماموگرافی چی میشه؟, ماموگرافی یعنی چی؟, ماموگرافی synonym, ماموگرافی definition,
معنی punish
,
معنی self-destruction
,
ترجمه self-destruction
به فارسی,
معنی اکسید/دی اکسید کبالت
,
ترجمه اکسید/دی اکسید کبالت
به انگلیسی,
معنی تدریجا محو کردن، تدریجا محو شدن، طبقه بندی داخلی , کردن
,
ترجمه تدریجا محو کردن، تدریجا محو شدن، طبقه بندی داخلی , کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی