{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
فر
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وسیله پخت غذا
۱
۰
[توسط مترجم]
[صنایع غذایی]
Oven
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الفرن
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرن
۰
۰
[توسط مترجم]
[صنایع غذایی]
فێر(تەنوور)
معنی فر, معنی فر, معنی tc, معنی اصطلاح فر, معادل فر, فر چی میشه؟, فر یعنی چی؟, فر synonym, فر definition,
معنی social institutions
,
ترجمه social institutions
به فارسی,
معنی کراوات گره بزرگ و بقچهای
,
ترجمه کراوات گره بزرگ و بقچهای
به انگلیسی,
معنی customer
,
ترجمه customer
به فارسی,
معنی سینه مرغ
,
ترجمه سینه مرغ
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی