{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
عامل
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
factor
۳
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
Factor
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
factor
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
factor
۳
۱
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
factor
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
agent
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عنصر
۱
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
agent
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
assignee
۱
۲
[توسط مترجم]
[حقوق]
rewarder
معنی عامل, معنی عامل, معنی uاkg, معنی اصطلاح عامل, معادل عامل, عامل چی میشه؟, عامل یعنی چی؟, عامل synonym, عامل definition,
معنی Amnesty International
,
ترجمه Amnesty International
به فارسی,
معنی cookedness
,
ترجمه cookedness
به فارسی,
معنی است افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی ,
,
ترجمه است افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی ,
به انگلیسی,
معنی اخر، اخری، عقب تر، دومی، این یک، اخیر
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی