{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
صندلی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وسیله نشستن
۲
۵
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
sandalye
۱
۵
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کرسی
معنی صندلی, معنی صندلی, معنی wjbgd, معنی اصطلاح صندلی, معادل صندلی, صندلی چی میشه؟, صندلی یعنی چی؟, صندلی synonym, صندلی definition,
معنی ratty
,
معنی exhilarate
,
ترجمه exhilarate
به فارسی,
معنی literature
,
ترجمه literature
به فارسی,
معنی با خرابی ملایم، با خرابی تدریجی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی