{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
شیب
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۴
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
slope
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
inclination
۳
۱
[توسط مشتری]
[مهندسی برق]
Slope
۷
۵
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
glacis
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الإنحدار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انحدار
معنی شیب, معنی شیب, معنی adf, معنی اصطلاح شیب, معادل شیب, شیب چی میشه؟, شیب یعنی چی؟, شیب synonym, شیب definition,
معنی little finger
,
ترجمه little finger
به فارسی,
معنی every moment
,
ترجمه every moment
به فارسی,
معنی (.n)درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود (مج)ازخودبیخودکردن، زیادشیفتهکردن دروازهءدخول، ورود، مدخل، بار، درب مدخل، اغاز(.tv) , مدهوش کردن، دربیهوشییاغشانداختن
,
ترجمه (.n)درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود (مج)ازخودبیخودکردن، زیادشیفتهکردن دروازهءدخول، ورود، مدخل، بار، درب مدخل، اغاز(.tv) , مدهوش کردن، دربیهوشییاغشانداختن
به انگلیسی,
معنی Northward
,
ترجمه Northward
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی