{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
سینه
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۴
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
breast
۲
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مەمک
۳
۲
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
chest
معنی سینه, معنی سینه, معنی sdji, معنی اصطلاح سینه, معادل سینه, سینه چی میشه؟, سینه یعنی چی؟, سینه synonym, سینه definition,
معنی abstinence
,
ترجمه abstinence
به فارسی,
معنی impatient
,
ترجمه impatient
به فارسی,
معنی moralize
,
ترجمه moralize
به فارسی,
معنی spray
,
ترجمه spray
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی