{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
سوار
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Suarz
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
cavalry
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ride
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ركوب
معنی سوار, معنی سوار, معنی smاc, معنی اصطلاح سوار, معادل سوار, سوار چی میشه؟, سوار یعنی چی؟, سوار synonym, سوار definition,
معنی lodging
,
ترجمه lodging
به فارسی,
معنی poverty
,
ترجمه poverty
به فارسی,
معنی نمسازی، رطوبت
,
معنی خار، پیکان، نوک، ریش، خاردارکردن، پیکاندارکردن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی