{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
سرزمین
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴۴
۵۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
country
۲
۹
[توسط مترجم]
[متون ادبی]
territory
۳
۱۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
أرض
۱
۹
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
Terrain
معنی سرزمین, معنی سرزمین, معنی scxkdj, معنی اصطلاح سرزمین, معادل سرزمین, سرزمین چی میشه؟, سرزمین یعنی چی؟, سرزمین synonym, سرزمین definition,
معنی solicitation
,
معنی gross value
,
ترجمه gross value
به فارسی,
معنی دستگاه خود پرداز سیار
,
معنی (اسکاتلند) وظیفه شناس، حقشناس، وفادار، صادق، بی , عیب، دوست
,
ترجمه (اسکاتلند) وظیفه شناس، حقشناس، وفادار، صادق، بی , عیب، دوست
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی