{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ساکن
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
residing
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
static
۰
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
resident
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
mukim
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
occupant
معنی ساکن, معنی ساکن, معنی sاlj, معنی اصطلاح ساکن, معادل ساکن, ساکن چی میشه؟, ساکن یعنی چی؟, ساکن synonym, ساکن definition,
معنی outlaw
,
ترجمه outlaw
به فارسی,
معنی اسناد
,
ترجمه اسناد
به انگلیسی,
معنی evidence-based
,
ترجمه evidence-based
به فارسی,
معنی (فیزیولژی) گاسترولا(دو لایه شدنسلول تخم)، انسداد , جریان خون درهم فرورفتگی، (جراحی) یکنوع عمل جراحی مخصوص فتق
,
ترجمه (فیزیولژی) گاسترولا(دو لایه شدنسلول تخم)، انسداد , جریان خون درهم فرورفتگی، (جراحی) یکنوع عمل جراحی مخصوص فتق
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی