{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ساحل
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[محیط زیست]
beach
۱
۰
[توسط مترجم]
[محیط زیست]
Coast
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
Shore
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
beach
۰
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
coast
معنی ساحل, معنی ساحل, معنی sاpg, معنی اصطلاح ساحل, معادل ساحل, ساحل چی میشه؟, ساحل یعنی چی؟, ساحل synonym, ساحل definition,
معنی factoring
,
ترجمه factoring
به فارسی,
معنی توتم، روح محافظ شخص، درخت یا جانوری که سرخ پوستان , حفظ وحامی روحانی خود دانستهواز تجاوز بدان یاخوردن , گوشت ان خودداری می کردند، روح یاجانورحامی شخص
,
ترجمه توتم، روح محافظ شخص، درخت یا جانوری که سرخ پوستان , حفظ وحامی روحانی خود دانستهواز تجاوز بدان یاخوردن , گوشت ان خودداری می کردند، روح یاجانورحامی شخص
به انگلیسی,
معنی ZnO thin films
,
معنی biotinylated DNA
,
ترجمه biotinylated DNA
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی