{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
رادار
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
radar
معنی رادار, معنی رادار, معنی cاbاc, معنی اصطلاح رادار, معادل رادار, رادار چی میشه؟, رادار یعنی چی؟, رادار synonym, رادار definition,
معنی simultaneous
,
ترجمه simultaneous
به فارسی,
معنی adjuvant
,
ترجمه adjuvant
به فارسی,
معنی (yratonotnorp) سر دفتراسناد رسمی، یکی ازهفت عضو , دفتراسناد پاپ، متصدی امضاءاحکام
,
ترجمه (yratonotnorp) سر دفتراسناد رسمی، یکی ازهفت عضو , دفتراسناد پاپ، متصدی امضاءاحکام
به انگلیسی,
معنی زائر بیت المقدس، معبدی، وابسته بمعبد، عضو جمعیت , فراماسون، عضو فرقهای ازصلیبیون نظامی قرون وسطی
,
ترجمه زائر بیت المقدس، معبدی، وابسته بمعبد، عضو جمعیت , فراماسون، عضو فرقهای ازصلیبیون نظامی قرون وسطی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی