{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
دختر
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
daughter
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Tochter
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Daughter
۱
۲
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
Girl
معنی دختر, معنی دختر, معنی boتc, معنی اصطلاح دختر, معادل دختر, دختر چی میشه؟, دختر یعنی چی؟, دختر synonym, دختر definition,
معنی acrography
,
ترجمه acrography
به فارسی,
معنی hair
,
ترجمه hair
به فارسی,
معنی seismic design
,
ترجمه seismic design
به فارسی,
معنی اخلاقی کردن قانون یا اصلی علمی یا اخلاقی، اصل، سرچشمه، حقیقت مبادی واصول، (درجمع)معتقد باصول ومبادی کردن
,
ترجمه اخلاقی کردن قانون یا اصلی علمی یا اخلاقی، اصل، سرچشمه، حقیقت مبادی واصول، (درجمع)معتقد باصول ومبادی کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی