{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
خون
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۵
۴
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
blood
۶
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الدم
۵
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دم
۳
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
blood
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Kan
۱
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
Blood
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Blood
۱
۰
[توسط مترجم]
[صنایع غذایی]
blood
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
blood
۰
۰
[SharifThesis]
[... عمومی ...]
Blood
معنی خون, معنی خون, معنی omj, معنی اصطلاح خون, معادل خون, خون چی میشه؟, خون یعنی چی؟, خون synonym, خون definition,
معنی arithmetic expression
,
ترجمه arithmetic expression
به فارسی,
معنی سوخت
,
ترجمه سوخت
به انگلیسی,
معنی بیخود یا غیر ضروری، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از , چین، حاشیه چین دار، زواید، تزئینات، پیرایه، چیز , سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
,
ترجمه بیخود یا غیر ضروری، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از , چین، حاشیه چین دار، زواید، تزئینات، پیرایه، چیز , سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
به انگلیسی,
معنی Safety Zone
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی