{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
خازن
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
capacitor
۲
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
capacitor
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
المکثف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Kondansatör
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
capacitive
معنی خازن, معنی خازن, معنی oاxj, معنی اصطلاح خازن, معادل خازن, خازن چی میشه؟, خازن یعنی چی؟, خازن synonym, خازن definition,
معنی old age
,
ترجمه old age
به فارسی,
معنی To turn to
,
معنی باجناق، برادر زن، برادر شوهر، شوهر خواهر، هم داماد,
,
ترجمه باجناق، برادر زن، برادر شوهر، شوهر خواهر، هم داماد,
به انگلیسی,
معنی managerial skills
,
ترجمه managerial skills
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی