{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
تزریق
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[داروسازی ]
injection
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی انرژی ]
injection
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
injection
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
injection
۲
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
injection
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حقن
۲
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
Injection
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الحقن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
shot
۰
۰
[توسط کاربر]
[داروسازی ]
i shot meth to my vein
معنی تزریق, معنی تزریق, معنی تxcdr, معنی اصطلاح تزریق, معادل تزریق, تزریق چی میشه؟, تزریق یعنی چی؟, تزریق synonym, تزریق definition,
معنی heavyweight
,
ترجمه heavyweight
به فارسی,
معنی lowborn
,
ترجمه lowborn
به فارسی,
معنی right
,
ترجمه right
به فارسی,
معنی Uneasy
,
ترجمه Uneasy
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی