{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
تخمک
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
بويضة
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
البويضة
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Egg
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بویضة
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
ovum
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
البویضة
معنی تخمک, معنی تخمک, معنی تokl, معنی اصطلاح تخمک, معادل تخمک, تخمک چی میشه؟, تخمک یعنی چی؟, تخمک synonym, تخمک definition,
معنی derive
,
معنی Belligerent
,
ترجمه Belligerent
به فارسی,
معنی Ammoniation
,
ترجمه Ammoniation
به انگلیسی,
معنی کار نکردن غذاساز
,
ترجمه کار نکردن غذاساز
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی