{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
تب
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
fever
۲
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
Pyrexia
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
pyrexia، fever
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
علامة تبويب
معنی تب, معنی تب, معنی تf, معنی اصطلاح تب, معادل تب, تب چی میشه؟, تب یعنی چی؟, تب synonym, تب definition,
معنی تلفظ strolk
,
معنی سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن برای (مجازات و , غیره)، متعهدبانجامامری نمودن، سرسپردن
,
ترجمه سپردن، مرتکب شدن، اعزام داشتن برای (مجازات و , غیره)، متعهدبانجامامری نمودن، سرسپردن
به انگلیسی,
معنی چمدان قفل دار
,
معنی piston flow
,
ترجمه piston flow
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی