{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
بورس
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
exchange
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Borsa
۱
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
stock exchange
۰
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
Stock exchange
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بورصة
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راه تبادل ارز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
البورصة
۱
۱
[Sharif Thesis]
[... عمومی ...]
Burse
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
burse
معنی بورس, معنی بورس, معنی fmcs, معنی اصطلاح بورس, معادل بورس, بورس چی میشه؟, بورس یعنی چی؟, بورس synonym, بورس definition,
معنی Nominal Influence
,
ترجمه Nominal Influence
به فارسی,
معنی زنگوله، کوزهای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
,
ترجمه زنگوله، کوزهای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
به انگلیسی,
معنی Aerify
,
معنی موش صحرایی
,
ترجمه موش صحرایی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی