{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
بخیه
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
suture
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غرز
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الغرز
۳
۴
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
stitch- suture
معنی بخیه, معنی بخیه, معنی fodi, معنی اصطلاح بخیه, معادل بخیه, بخیه چی میشه؟, بخیه یعنی چی؟, بخیه synonym, بخیه definition,
معنی fail
,
ترجمه fail
به فارسی,
معنی Trichoid
,
ترجمه Trichoid
به فارسی,
معنی 0
,
معنی &.tv):لاف، مباهات، بالیدن، خودستایی کردن، سخن , (.n): خرده الماسی که برای شیشهبری بکار رود، (.iv , اغراقامیز گفتن، بهرخ کشیدن، رجز خواندن
,
ترجمه &.tv):لاف، مباهات، بالیدن، خودستایی کردن، سخن , (.n): خرده الماسی که برای شیشهبری بکار رود، (.iv , اغراقامیز گفتن، بهرخ کشیدن، رجز خواندن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی