{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
بازیگر
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۱
۴
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
actor
۱
۱
[توسط مترجم]
[روزنامه نگاری ]
actress
معنی بازیگر, معنی بازیگر, معنی fاxd;c, معنی اصطلاح بازیگر, معادل بازیگر, بازیگر چی میشه؟, بازیگر یعنی چی؟, بازیگر synonym, بازیگر definition,
معنی temperament
,
ترجمه temperament
به فارسی,
معنی Peak
,
ترجمه Peak
به فارسی,
معنی روش اندازه گیری لیزری داپلر
,
ترجمه روش اندازه گیری لیزری داپلر
به انگلیسی,
معنی همراهی کردن همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مج.) معاشرت کردن
,
ترجمه همراهی کردن همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مج.) معاشرت کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی