{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
الیگومریزه
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مشتری]
[علوم پایه]
oligomerized
معنی الیگومریزه, معنی الیگومریزه, معنی اgd;mkcdxi, معنی اصطلاح الیگومریزه, معادل الیگومریزه, الیگومریزه چی میشه؟, الیگومریزه یعنی چی؟, الیگومریزه synonym, الیگومریزه definition,
معنی Pounding
,
معنی aductive
,
ترجمه aductive
به فارسی,
معنی irrigation
,
ترجمه irrigation
به فارسی,
معنی بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
,
ترجمه بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی