{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
استخوانی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عظمي/عظمية
۰
۸
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
Osteogenic
معنی استخوانی, معنی استخوانی, معنی اsتomاjd, معنی اصطلاح استخوانی, معادل استخوانی, استخوانی چی میشه؟, استخوانی یعنی چی؟, استخوانی synonym, استخوانی definition,
معنی fatherly
,
ترجمه fatherly
به فارسی,
معنی changing
,
ترجمه changing
به فارسی,
معنی (لاتین) بیاد، بیادگار، بیادبود
,
ترجمه (لاتین) بیاد، بیادگار، بیادبود
به انگلیسی,
معنی قابل اراده، خواستنی، قابل اعمال، قابل ارث
,
ترجمه قابل اراده، خواستنی، قابل اعمال، قابل ارث
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی